أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
63
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
با بيرونى همعقيده نيست . « 202 » بيرونى يكى از نارسايىهاى ترجمهء آثار ديوسكوريد ، جالينوس و ديگر مؤلفان يونانى را در اين مىداند كه حتى داروهايى را كه در سرزمينهاى خاور نزديك و ميانه يافت مىشود و براى آنها نامهاى عربى و محلى وجود دارد ، بدون ترجمه باقى گذاشتهاند و به همين جهت در اكثر موارد در رديف نامهاى يونانى گياهان به نامهاى عربى ، محلى و ايرانى نيز اشاره مىكند . افزونبر آن ، در كنار نام يونانى مواد دارويى ، گاهى نيز مىكوشد تا منشأ اين نامها را روشن سازد و در برخى از موارد ترجمهء مستقيم اصطلاح يونانى به عربى را نيز به دست مىدهد . مثلا ، در شمارهء 17 دربارهء نام يونانى آلو « دمسقينى » [ ] ، گوشزد مىكند : « گمان مىكنم كه اين منسوب به دمشق باشد » . در شمارهء 27 با ذكر واژهء « لاغوس » [ - خرگوش ] مىافزايد : « لقب بطلميوس لاغوسى فرمانفرماى مصر از همينجاست « 203 » » . در شمارهء 124 : « اوقيمويوادس » [ ] « نباتى است كه منظر او به بادرو مشابهت دارد » و فيلاطاريون [ ] يعنى « دوستدار يار » . شمارهء 796 : « معناى بنطافيلن [ ] پنج برگ ( پنج انگشت ) است « 204 » » . به درستى نمىدانيم كدام يك از اين تعبيرات براى اصطلاحات يونانى در صيدنه از خود بيرونى است و كدام يك از آنها همراه با نقل از ديگر آثار در آن وارد شده است ، زيرا همهء منابعى را كه بيرونى از آنها استفاده كرده است در اختيار نداريم . لكن در صيدنه اشارات مستقيمى وجود دارد حاكى از اينكه بيرونى با نوشتار يونانى آشنا بوده « 205 » و تصور روشنى از صورت دستورى نامهاى يونانى داشته است . بيرونى مىنويسد : « اسامى روميه به حرف سين تمام شود ، گاهى همان [ كلمات ] به نون تمام شود و اين هر ( 202 ) . مشروحتر آن را در ص 161 يادداشت 88 بخوانيد . ( 203 ) . در آثار الباقيه ( متن عربى ، ص 92 ) اين نام به صورت بطليموس بن ارنب المنطيقى ( بطليموس ، پسر خرگوش ، منطقى ) نوشته شده است . ( 204 ) . نمونههايى از اين دست را مىتوان در شمارههاى 13 ، 41 ، 56 ، 73 ، 121 ، 315 ، 389 و جز اينها نيز پيدا كرد . ( 205 ) . بيرونى از نسخهء ترجمهء عربى كتاب الحشايش ديوسكوريد و كناش اوريباسيوس كه در آنها نام داروها به خط يونانى نيز نوشته شده بود ، استفاده مىكرد . نك . همينجا ، ص 172 .